غیرقانونى اخبار انتشار پرونده دستگاه

غیرقانونى: اخبار انتشار پرونده دستگاه دستگیری تروریستی اقدام تروریستی اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار حوادث خبر جنایت را در اینترنت پیگیری می‌کردم

«برادرم حاضر نبود بدهی 13 میلیون تومانی اش را بپردازد و مدام از پرداخت آن طفره می‌رفت. به همین خاطر سلاحی خریدم واو را با شلیک دو گلوله از پای در آوردم. تا پیش

خبر جنایت را در اینترنت پیگیری می‌کردم

خبر جنایت را در اینترنت پیگیری می کردم

عبارات مهم : جنایت

«برادرم حاضر نبود بدهی 13 میلیون تومانی اش را بپردازد و مدام از پرداخت آن طفره می رفت. به همین خاطر سلاحی خریدم واو را با شلیک دو گلوله از پای در آوردم. تا پیش از دستگیری ام مدام سایت های خبری وفضای مجازی رارصد می کردم تا بفهمم راجع به قتل برادرم واین که پلیس ردی از قاتل پیدا کرده، خبری انتشار یافته است یا نه. بعد مطمئن شدم هنوز کسی به من شک نکرده هست. حتی یک بار هم به صحنه جنایت بازگشتم که دیدم پلیس جسد او را یافته هست. می خواستم فرارکنم و به شهرستان بروم که دستگیر شدم.» این بخشی از بیانات مردی است که به اتهام قتل برادرش در خیابان دماوند بازداشت شده است هست.

به گزارش جام جم، در این پرونده مرد 40 ساله درجریان اختلاف 13 میلیون تومانی با برادرش دست به انتقامگیری عجیبی زد.

شامگاه 26 فروردین امسال اوبرادرش را با شلیک دو گلوله در خودروی آزرای مقتول در خیابان دماوند از پای در آورد و بعدهم گریخت. ولی فکر نمی کرد ثبت تصویر لنگیدن او هنگام فرار از محل جنایت، وی را در دام پلیس گرفتار کند.

خبر جنایت را در اینترنت پیگیری می‌کردم

متهم به قتل درجریان تحقیقات قضایی به بازپرس جنایی گفت: چون موفق به بعد گرفتن طلب 13 میلیون تومانی از برادرم نشدم، تصمیم گرفتم با سلاح او را بکشم. فکر نمی کردم کمتر از 12 ساعت هویتم شناسایی شود و بازداشت شوم. اگر پولم را بعد می داد حالا زنده بودو من قاتل نمی شدم.

متهم با صدور قرار بازداشت موقت در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران قرارگرفت و بزودی جهت مشخص شدن سلامت روانی اش به پزشکی قانونی معرفی می شود.

«برادرم حاضر نبود بدهی 13 میلیون تومانی اش را بپردازد و مدام از پرداخت آن طفره می‌رفت. به همین خاطر سلاحی خریدم واو را با شلیک دو گلوله از پای در آوردم. تا پیش

سعید 40 ساله، متاهل و دارای سه فرزند دختر و پسر هست. هیچ وقت فکر نمی کرد دستش به جنایت آلوده شود و مهر قاتل شدن برپیشانی بخورد. او می گوید به آخر خط رسیده و فقط دلواپس آینده فرزندان و همسرش است.

از کار و زندگی ات بگو؟

هفت سال پیش پدرم مغازه ای را به من داد تا آنجا کار کنم. من 13 میلیون تومان پول پیش دادم و ماهانه هم 500 هزارتومان بابت کرایه می پرداختم.

خبر جنایت را در اینترنت پیگیری می‌کردم

شرایط زندگی ام بد نبود تا این که مهر سال گذشته با خودروی وانتی تصادف کردم و مصدوم شدم. همین تصادف باعث شد پایم هنگام راه رفتن بلنگد و بدرستی نتوانم درمغازه بمانم و کارکنم. به همین علت مغازه را به پدرم تحویل دادم و به عنوان راننده اسنپ کارم را شروع کردم.

بعد چه شد؟

پدرم مغازه را به مردی اجاره داد که آنجا را به شیرینی فروشی تبدیل کرده بود. پدرم از کرایه آنجا به من هم پول می داد، ولی 13 میلیون تومان ودیعه که نزدش داشتم را به من نمی داد و می گفت این پول در اختیار برادرم وحید هست. گفت بروم و پول را از او بگیرم. نزد برادرم که می رفتم او می گفت پول در اختیار پدرم است و باید پول را از او بگیرم. خلاصه هیچ کدام زیر بار پرداخت آن پول نمی رفتند.

«برادرم حاضر نبود بدهی 13 میلیون تومانی اش را بپردازد و مدام از پرداخت آن طفره می‌رفت. به همین خاطر سلاحی خریدم واو را با شلیک دو گلوله از پای در آوردم. تا پیش

از نقشه ات جهت قتل بگو؟

تصمیم گرفتم هنگامی که برادرم پولم را نمی دهد به زور از او بگیرم و اگر نداد، وی را بکشم. اوایل امسال بود که از مردی در جنوب پایتخت کشور عزیزمان ایران با پرداخت شش میلیون تومان یک قبضه کلت جهت قتل خریدم و در انباری منزل پنهان کردم.

خبر جنایت را در اینترنت پیگیری می‌کردم

شب جنایت چطور رقم خورد؟

ساعت از 21 گذشته بود. مسافری را سوار و حوالی مغازه برادرم پیاده کردم. او را در خیابان دیدم و گفتم قصد دارم با هم حرف بزنیم که قبول کرد. به منزل رفتم و سلاح را برداشتم و به او ملحق شدم. سوار خودروی برادرم شدم و با هم حرف زدیم و چند خیابان رفتیم تا این که حوالی شهرکی در خیابان دماوند از او خواستم توقف کند. هنگام گفت وگو با هم گوشی تلفن همراهم را در آوردم و به او دادم تا تصویر های موجود در گالری آن را نگاه کند. هنگامی که حواسش پرت شد، یک گلوله به شکم و بعد گلوله بعدی را به تنه اش شلیک کردم. پیاده شدم و بعد سوار شدم تا گلوله بعدی را بزنم که تیر درسلاح گیر کرد.

به محل جنایت بازگشتی؟

بله. وقت کوتاهی در منزل ماندم و بعد با پژو 206 خودم به محل جنایت رفتم و با دیدن ماموران و خودروی پلیس مطمئن شدم جسد برادرم را پیدا کرده اند.

می خواستی فرار کنی؟

تا پیش از دستگیری ام مدام سایت های خبری و اینترنت را رصد می کردم تا بفهمم راجع به قتل برادرم و این که پلیس ردی از قاتل پیدا کرده خبری انتشار یافته است یا نه. مطمئن شدم هنوز کسی به من شک نکرده هست. لوازم و مقداری پول برداشتم و می خواستم فرارکنم که دستگیر شدم.

واژه های کلیدی: جنایت | مطمئن | گلوله | میلیون | خیابان | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs